معرفت شناسی - شئون امامت

شئون امامت

استاد علی اصغر رضوانی:

 امامت 3 شان دارد: امامت 3 مرحله جاری و ساری است برای پیامبر. پیامبر درسه بخش امام بود: 1. امامت تشریعی (ولایت تشریعی)، 2. امامت باطنی( ولایت باطنی) و 3. امامت سیاسی( حاکمیت سیاسی). پیغمبر 6 هر سه امامت و ولایت را داشت اما این که پیغمبر حق تشریع دارد: " و انزلنا الیکم الذکر لتبین الناس ما نزل الیه" . پیامبر غیر از این که وحی را دریافت می کرد، حق تبیین داشت، این امامت تشریعی است. پیامبر6  حاکمیت و امامت سیاسی داشت. دلیل آن " اطیعوا الله و و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم" و تشکیل حکومت توسط پیامبر بود و بیعتی که با ایشان شد. 2 بیعت با پیامبر6  شد: بیعت عقبه و بیعت اولی و ثانی.ما معتقدیم بیعت مردمی، مشروعیت به نظام نمی دهد حتی بیعت مردمی با امام. بیعت التزام عملی است. در روز غدیر با امام بیعت شدع بعد با امام حسن علیه السلام، با امام زمان عج الله نیز بیعت می شود.بیعت مردمی، مشروعیت به حکومت حاکم نمی دهد. حکومت حاکم، چون که حاکمیت مال خداست، نصب هم مال خداست و این نصب الهی است که به آن مشروعیت می دهد.بله بیعت مردمی، یک التزام مردمی است که حاکم و کسی که از طرف خدا مشروعیتش آمده. حال به تعبیری مقبولیت می آورد و بیعت مقبولیت است نه مشروعیت. پیغمبر امام سیاسی بود. چرا؟ جون با او بیعت شد و رتق و فتق امور می کردوالی به شهرها می فرستاد و در جنگ ها بود و قضاوت می کرد.

از شئونات امامت، امامت باطنی است.علامه طباطبایی رحمه الله علیه، شرح امامت باطنی را ذیل این آیه به خوبی تبیین کرده:" و کذلک جعلناهم ائمه یهدون و لما صبروا و کانوا به ایاتنا یوقنون."جعلناهم، اشاره است به عده ای از انبیاء که ما آنها را امام قرار دادیم.. پیامبر، نبی است و رسول و امام.حضرت ابراهیم را امام قرار دادیم پس از امتحانات و آزمایش هایی. "بقرة : 124   وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ " فخر رازی می گوید: این امامت، نبوت است که به نظر ما اشتباه است و خلاف ظاهر است. ابتلی حضرت ابراهیم چه بود؟ یکی از امتحاناتش، ذبح فرزند به امر خدا بود. حضرت چه زمانی دارای فرزند شدند؟ در سن پیری.که همان موقع هم پیامبر بود. پس از موفقیت در امتحان، به مقام امامت رسید. مرحوم علامه می فرمایند: این امامت، هدایت باطنی است، ایصال الی المطلوب است. یک هدایت داریم به معنای، ایصال الی المطلوب و دیگری ارائه الطریق. امامت ظاهری، امامت تشریعی و همچنین نبوت و رسالت، ارائه الطریق است.اما، ایصال الی المطلوب داریم یعنی دستگیری. مثال: در جلسه سخنرانی، متوجه می شوی فردی مستعد است برایش کلاس خصوصی می گذاری و روی او سرمایه گذاری می کنی.پیامبر6  برای عموم کلاس داشت و در بین صحابه، عده ای خاص مانند امیرالمومنین  7و سلمان بودند که برای آنها جلسات خصوصی داشت.امیرالمونین7 از هنگام ولادت تا رحلت رسول اکرم6 در دامان ایشان بوده.چرا؟ چون می خواسته جانشین پیامبر6  شود. پس پیامبر  6امامت داشت و هدایت باطنی.از آیه قرآن استناد می شود که نبوت بهتر از پیامبر نیست. " خاتم الانبیاء". پیامبر6  فرمودند: "یا علی انت منی بمنزله هارون ممن موسی الا انه لا نبی بعدی." نبوت نیست. نه این که امیرالمومنین قابلیت آن را ندارد. نه بنا نیست که دیگر نبی باشد. اما رسالت چطور؟ابتدا رفع بعضی شبهات کنیم: می خواهند بین رسالت و نبوت تفکیک کنند. می گویند نبوت نیست ، نفی رسالت هم نشده. این ها لازم و ملزوم یکدیگرند. رسالت به نبوت است. رسول فرستاده می شود تا خبرهای غیبی که او نبی است را به مردم ابلاغ کند. اگر نبی بعد از پیغمبر6، نیست به تبع آن لازمه اش که رسالت است نیست.خوب این دو تا نیست و بنا است بعد از پیامبر ما، رسالت و نبوت نباشد، پس باید سراغ شئونات دیگر رفت. بعد از پیامبر امام می خواهیم یا خیر.که باز هم از شئونات ولایت است. ما امام تشریعی می خواهیم یا نه؟ به عنوان مبین شریعت، آیا امامت باطنی می خواهیم که تصرف باطنی کند، دستگیری اولیاء از نفوس مستعده. 

حاکم سیاسی می خواهیم یا خیر؟بله ضروری است چرا که بعد از پیامبر6، ( حصر استدلال های عقلی) اختلاف شد.این بیان شهید مطهری است. ( در کتاب، نگرش نو به غدیر، نگرش های مختلف را آورده ایم). پیامبر6، 23 سال مبعوث به رسالت شد. دینش، خاتم الادیان و خودش خاتم النبیین است. حضرت عیسی ، خلاف آنچه مسیحیان در باره او و انجیل می گویند، محدود مبعوث شد. می گویند بنا به نقلی 3 سال. در این تحریف ها را برداشته و بشارت به پیامبر جدید بعد از خودش را دادو سپس به آسمان نزول کرد.منتسکیو کتاب قانون را نوشت و گفت که انجیل کتاب کاملی نیست. اما ما معتقدیم که قرآن، و لارطب و لا یابس الا فی کتاب مبین، تبیان کل شی، بیان للناس است. حضرت در مدت کوتاه سه ساله بعد از بعثت، فرصت تبلیغ آیات را نداشتد و بیشتر ناچار به رتق و فتق امور مردم بودند. ( فرق بین آیات مکی و مدنی این است که : آیاتی که در مورد توحید است و نفی شرک و بت پرستی، مکی است). در شعب هم محصور بود. بعد از هجرت به مدینه، درطی 10 سال، فرصت کافی برای تبیین همه آیات و احکام الهی را نداشت. و آیات قرآنی و محکمات آن نیاز به تبیین دارند. فرق ما با اهل سنت این است که آنها تثنیه شدن و ما تثلیثی. یعنی در 3 مرحله استنباط می خواهیم ، مصدر تشریع می خواهیم: 1. قرآن، 2. سنت نبوی و 3. سنت اهل بیت. اهل سنت معتقد به کتاب و سنت پیامبر هستند. حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، پس از ورود به ایران، به امور مردم و کشور و انقلاب رسیدگی می کردند. در مدت کوتاهی، جلسه تفسیر قرآن در قم داشتند و لی به دلیل رسیدگی به امور کشور، ناچار به تعطیل کلاس شدند. در آیه " الیوم اکملت لکم دینکم"، دین کامل می شود با ولای امیرالمومنین. اگرچه وحی قطع شده و نبی نیست، اما مبین شریعت است . این شریعت احتیاج به بیان دارد تا کامل بشود.معتقدیم که قرآن در تمام زمینه و برای هر عصری حرف دارد. ببیند بعد از پیامبر6، چقدر اختلاف شد. بین صحابه، بین عایشه و صحابه همدیگر را تخطئه می کردند. سوال: آیا بعد از حضرت، ما حلال اختلافات نمی خواهیم که اختلافات را رفع کند و واقع مطلب را بگوید؟ حلال اختلافات نباید معصوم باشد؟در قرآن به پیامبر6، فرموده: "وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ نحل : 64   "وظیفه تو تبیین  است در آنچه اختلاف می کنندقرآن در حد خود کامل و پیامبر و سنتش نیز همینطور، اما بعد از ایشان ما نیاز به اوصیاء و امامانی داریم که معصوم بوده و بتوانند شریعت و قرآن را تبیین کنند. این مربوط است به امامت تشریعی.

امامت سیاسی. پیامبر علم غیب داشت. ایشان می فرمایند: بعد از من امت به 73 فرقه تقسیم می شوند، تنها یک فرقه نجات می یابند و بقیه اهل نارند. حال برای یافتن این فرقه اهل نجات، به حدیث سفینه مراجعه می کنیم. در این حدیث، حضرت می فرمایند: مثل اهل بیت من، مثل کشتی است که هر کس سوار آن ( پیروی از اهل بیت) شد نجات می یابد. پیامبر ما علم غیب دارد و مطلع از این همه اختلاف پس از خودش، آیا برای رفع این مشکل کاری نکرد؟ این خلاف سنت انبیاء است.هر پیغمبری غدیر داشته، هر کدام پس از خود جانشینی داشتند . هیچکدام امر خود را واگذار به شورا نکردند.

امامت باطنی. ما در هر زمانی یک واسطه فیض می خواهیم.نفوس قابلی می خواهد که تصرف کند و آن امام زمان است. خداوند اگر بخواهد کسی را هدایت کند واسطه فیض می فرستد برای دستگیری او و تصرف در او. پس جریان غدیر امری است ضروری. و نصب حاکم برای رفع اختلاف ، بحث از الگو است.الگویی مثل امیرالمومنین7 که کرار غیر فرار است.به قول مقام معظم رهبری: این ضد وحدت نیست  بلکه می تواند خو د محور وحدت باشد.

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید