امام حسین علیه السلام شناسی - شناخت نسب حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام شناسی - شناخت نسب حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

دوره کوتاه مدت امام حسین  شناسی

جلسه اول : استاد نظری منفرد

موضوع : نسب شناسی "شناخت نسب سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام"

 این موضوع را در چند بخش مورد بررسی قرار می دهیم:

بخش اول: ماهیت و چیستی نسب 

بخش دوم: اهمیت و جایگاه نسب در اسلام 

بخش سوم: بررسی نسب امام حسین علیه السلام 

 بخش چهارم: تمسک و استناد امام حسین علیه السلام به نسب خودشان         

بخش اول: 

برای این که ماهیت و چیستی نسب را بررسی کنیم، باید معنای دقیق این واژه را بدانیم.خداوند متعال در سوره مبارکه فرقان آیه شریفه 54 می فرماید: هُوَ الَّذی خَلق مِن الماءِ بَشراًٌ فَجَعَلَهُ نَسَبَاً و صِهراً  "صِهر" به معنای دامادی است، در حقیقت، وسیله ارتباط انسان با دیگری است. چون هر کسی، خودش یک انسان است و در این نظام هستی، کپی ندارد. می دانید که امروز هم از نظر علم این معنا ثابت شده : در انگشت نگاری ها و دو چشم یک انسان ، حتی پدر و فرزند ، بردار با برادر هیچکدام یکسان نیستند و این از عجایب خلقت است که خداوند دو انسان را یک گونه نیافریده است بَلی قادرینَ علی ان نُسوِّیَ بَنانَهُ(قیامه/4) سر انگشتها با هم یکسان نیستند ، خصوصیت بشر هم یکسان نیست. از نظر روح هم همین طور است، دو روح یکسان نیز نداریم. وسیله ارتباط بین دو انسان یا ولادت و یا یک امر اعتباری است که آن رادر عربی به نکاح و در فارسی به وصلت یا ازدواج تعبیر می کنند(البته این دو واژه نیز عربی است.) ، این دو، وسیله ارتباط انسانها با یکدیگر است : ولادت و ازدواج. از نظر اصطلاح منطقی بین ولادت ، نسب و ارتباط ازدواجی نسبت عموم و خصوص من وجه بر قرار است. به عبارت دیگر بین نسب و مصاهره نسبت عموم و خصوص من وجه وجود دارد توضیح اینکه گاهی نسب وجود دارد اما مصاهره نیست و بالکعس و گاهی هم نسب و هم مصاهره هر دو وجود دارد مانند : ازدواج پسر عمو با دختر عمو که در آن جمع بین نسب و مصاهره شده است. 

برخی از مفسرین فرموده اند : آیه هو الذی خَلق مِن الماءِ بَشراًٌ فَجَعَلَهُ نَسَبَاً و صِهراً مربوط به حضرت امیرالمومنین است که از نظر نسب با فاطمه زهرا، دختر عمو و پسر عمو و از نظر مصاهره همسر آن بانوی مکرمه می باشند. به عبارت دیگر امیرالمومنین هم پسر عم رسول خدا و هم داماد ایشان هستند. گفته اند که دو شِیء، در یک جا اجتماع کرده است. این نسبت بین مصاهره و نسب است که نسبت عام و خاص من وجه از نظر منطقی دارد. 

بخش دوم:

 حقیقت نسب چیست؟ حقیقت و ماهیت نسب این است که یک کسی از فرد دیگر متولد می شود، این نسب بین این دو برقرار می شود. ( البته شارع مقدس، چیزهایی را اینجا قید می کند: اگر فرزند نامشروعی از زنا متولد بشود، ارث نمی برد.ولی مسئله نسب او به هم نمی خورد و با مادرش که از او زاده شده، نمی تواند ازدواج کند.) حقیقت نسب، عبارت است از ولادت. اگر شخص، از یک پدر و مادری متولد شد، یعنی این فرزند نَسبی اوست. اگر شیر بخورد، می گویند فرزند رِضاعی اوست نه فرزند نسبی او. اگر دو نفر با هم عقد اخوت ببندند ، می گویند اینها برادر دینی هستند ،  برادری آنها نه نسبی است و نه رضاعی. (هر کدام از این نسبتهای برادری احکام خاص خود را دارد.) پس حقیقت نسب این است که انسان از کسی متولد بشود. آن رَحِمی که در روایات وارد شده، شنیده ایم که مثلا صِله رَحِم کنید. رحم کیست ؟ چند ( سه، چهار) نظر در مورد رحم است. چون مربوط به نسب است، بعضی گفته اند رحم به کسی گفته می شود که انسان هر چه از طرف پدر بالا برود، به او وصل می شود و از طرف اولاد هر چه پایین تر برود با او وصل شود. اگر این گونه باشد، همه فرزندان بنی آدم رحم یکدیگر می شوند.( قطعاً معنای رحم این نیست.) برخی گفته اند رحم به کسی گفته می شود که ازدواج با او حرام است، مثل عمه ، خاله ، خواهر، خواهرزاده ها و ... .( این هم درست نیست) زیرا اگر این معنا درست باشد، پس دختر عمو جزء رحم نمی شود، چون ازدواج با او حرام نیست. معنا دیگر رحم این است که انسان با کسی در پدر یا مادر یا هر دو مشترک باشد.مثلا دو نفر در پدر دوم ، ‌(جدشان ) به هم متصل می شوند. خود این دو و فرزندانشان رحم می شوند. نظر بیشتر ، بر معنای سوم می باشد از این باب که مجموعه را رحم واحد جمع کرده است یعنی از یک مادر متولد شده اند. 

نتیجه : پس حقیقت نسب این است که ولادت انسان به کسی منتهی شود که ولادت شخص دیگر نیز به او منتهی می گردد. از نظر نسب، اینها برادر، خواهر، عمو، خاله و ... نامیده شده و اولاد اینها منسوبین و اقربای یکدیگرند. 

در انسان ها ، فرزند تابع پدر و شناسنامه وی نیز دارای لقب پدر بوده و این امر در دنیا متداول است. اما در حیوانات ، فرزند تابع مادر است مانند پرندگان و چهارپایان ، در علم فقه نیز این مسئله مطرح گردیده و شهید ثانی نیز در کتاب شریف شرح لمعه به همین مناسبت، مطرح نموده اند که در انسان ها فرزند تابع پدر و در حیوانات تابع مادر است . 

پس از ذکر این نکته ، اشکالی راجع به نسب امام حسین بوجود می آید که عبارت است از اینکه : ما بر اساس فرمایش قرآن در سوره مبارکه آل عمران، آیه 54 ( آیه مباهله)‌ ...فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم ... ، امام حسین را فرزند پیغمبر می دانیم، چرا که در جریان مباهله با مسیحیان نجران، حضرت ، غیر از امیرالمومنین و حضرت فاطمه و حسنین: ، شخص دیگری را به همراه خود نیاورد. (کسانی اشکال وارد می کنند )می گویند: اگر فرزند تابع پدر است ( که در عرف نیز همین گونه بوده و شناسنامه او نیز بعنوان پدر گرفته می شود) ، پس چگونه حسنین، را فرزندان رسول خدا می دانید . در حالیکه از ناحیه مادرشان حضرت زهرا به پیغمبر خدا منتهی می شوند ، نه از ناحیه پدر.!!!

البته این اشکال را در قرون و اعصار گذشته در قالب نظم نیز بیان کرده اند. گفته اند : " بنینا بنی ابناءنا و بناتنا بنوهن ابناء الرجال الاباهلی" ، مضمون شعر این است که : فرزندان ما، فرزندان پسران ما هستند و دختران ما ، پسران آنها فرزندان مردان غِیر و اَجانب هستند(که با ما ارتباطی ندارند). 

 جواب: این سخن(که اساساً فرزند دختر انسان فرزند خود اومحسوب نمی شود.) به سه یا چهار علت صحیح نمی باشد که عبارتند از : اولا،ً قرآن این نظر را تخطئه می کند که ما فرزند را فقط از ناحیه پسر بدانیم به این معنا که پدر دختر حق ندارد فرزند دخترش را فرزند خویش بداند. ثانیاً ، استناد این مطلب به شعر است و شعر نیز وحی مُنزَل نیست. یک وقت قاعده، قاعده عقلی می باشد مثل مسائل ریاضی، یا قاعده طبیعی (قوانین حاکم بر طبیعت) هر دو مورد پذیرش است. ولی در اینجا مسئله شعر است که چه بسا شاعر آنرا از روی تعصب و تخیل سروده باشد . ثالثاً، در نظام تکوین، ثابت شده که مرد به تنهایی نمی تواند دخیل در وجود فرزند باشد.بلکه در به وجود آمدن فرزند مرد و زن هر دو نقش دارند قرآن کریم می فرماید:   اِنّا خَلقنا الانسان من نُطفةٍ اَمشاجٍ نَبتَلیهِ فَجَعلناهُ سَمیعاً بصیراً ( انسان/ 2).  پدر و مادر هر دو در این امر دخیل هستند در نتیجه نمی توانیم فرزند را از مادر منفصل نموده و فقط به پدر نسبت بدهیم. در عرف دنیا، مشهور است که لقب را از پدر می گیرند و دلیلش این است که چون انسان نمی تواند دو لقب داشته باشد (از هم جانب مادر و هم از جانب پدر) بنا براین لقب پدر را انتخاب کرده اند اما این عرف مانند امور عقلی نبوده و نمی تواند سند باشد. همانطور که ذکر گردید قرآن مجید این مسئله (که اگر فرزندی از ناحیه مادر به پدر دوم یا پدر بزرگ متصل شد، فرزند او نیست) ، را به دو دلیل تخطئه نموده و نمی پذیرد  : دلیل اول تخطئه این امر از جانب قرآن مجید در آیه مباهله که مورد اتفاق مفسرین است (در شان خمسه طیبه بوده و در روز مباهله نازل شد.) از طرفی رسول خدا  فرزندی پسری نداشت و از طرف دیگر طبق فرمایش قرآن  ... فَقُل تَعالَوا نَدعُ اَبنائَنا وَ اَبنائَکُم و ...(ال عمران 61)رسول خدا امام حسن و امام حسین را به همراه خود آورد از این عمل رسول خدا نتیجه می گیریم که امام حسن و امام حسین فرزندان رسول خدا محسوب می شوند با اینکه حضرت زهرا  مادر ایشان و دخت نبی مکرم اسلام است. و دلیل دوم آیه دیگری که بسیار روشن و صریح تر از آیه قبلی است. ( یکی از شیعیان را گرفته و به نزد حجاج آوردند. حجاج گفت: آیا شیعه هستی؟ گفت: آری. حجاج گفت: می گویند حسنینبچه های پیغمبرند. اگر یک آیه از قرآن نخوانی که ثابت کند حسنین فرزندان پیامبر هستند، همین الان دستور می دهم سر از تنت جدا کنند. او گفت: من از قرآن آیه ای می خوانم و ببینیم حسنینرا قرآن فرزندان پیامبر می داند یا نمی داند و این آیه را تلاوت کرد : آیات 84 و 85 سوره مبارکه انعام. در آیه 84، خداوند متعال، اسم انبیاء را می برد و می فرماید:  وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلًّا هَدَیْنا وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ‏ قَبْلُ‏ وَ مِنْ‏ ذُرِّیَّتِهِ‏ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسى‏ وَ هارُونَ‏ ... وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیى‏ وَ عِیسى‏ وَ إِلْیاسَ کُلٌّ مِنَ الصَّالِحِینَ (انعام: 84- 85). (شاهد مثال ما در وَ عِیسى است) حضرت عیسی که پدر نداشت. پس انتساب حضرت عیسی به نوح چگونه انتسابی است؟ انتساب حضرت عیسی به حضرت نوح  از جانب مادر است که حضرت مریم می باشد.‌( حجاج نتوانست این آیه و دلیل آن شخص شیعه را رد کند.) بنابر این، فرزند دختر نیز، فرزند محسوب می شود. علاوه بر این آیه کریمه ، روایتی است در ارشادِ شیخ مفید، جلد 2 صفحه 30، که پیامبر اکرم به صراحت از حسنین به عنوان " اِبن" یاد کرده است.       ابنایَ هذان امامانِ، قامَاً اَو قَعَدٰاحسن و حسین دو فرزند من هستند. بنا بر این علاوه بر مسئله بنوت (اگر به مسائل ارث در فقه مراجعه شود.) ، فرزند دختر هم از جدش ارث می برد ، به این صورت که اگر جد مادری از دنیا برود و طبقات ارث نباشند نوبت به فرزند دختری می رسد.

خلاصه بحث : در جواب کسانی که می گویند امام حسن و امام حسین فرزندان رسول خدا نیستند چون فرزند دختر ایشان بوده و فرزند دختر فرزند انسان حساب نمی شود می گوئیم : 1. اینکه انسان تبع پدر باشد یک عرف است و دلیلی وجود ندارد که ما عرف را قانون کلی و عقلی بدانیم. 2. به شعر نمی توان استناد نمود زیرا شعر سند عقلی نیست 3. در آیات کریمه قرآن مجید مسئله انتساب فرزند دختری به جد خود به اثبات رسیده است 4. در روایتی پیامبر حسنین صراحتاً را فرزندان خود معرفی می فرماید. 

بخش سوم: بررسی نسب امام حسین

نسب حضرت امام حسین نسب ویژه و عدیم النظیر (بی نظیر) است که پیامبر خدا  در روایتی به این حقیقت  تصریح کردند. چراکه پدر بزرگوارشان سید الاوصیاء ، مادرشان سیده نساء عالمین ، جدشان خاتم الانبیاء و المرسلین ، برادرشان دومین امام معصوم ، خواهرشان حضرت زینب کبری و نه تن از فرزندان شریفشان حجت خدا بر خلق و جانشینان برحق حضرت رسول اکرم: است. (همچنین دیگر ذوات مقدسه یعنی : امام حسن مجتبی  ، حضرت زینب و ام کلثوم و حضرت محسن : ).

بحثی تاریخی در خصوص نسب : امام رضا برادری دارد به نام زید که در زمان مامون در بصره قیام کرد.مامون لشگری به مقابله او فرستاد. بعد از شکست زید را دستگیر نموده و به مرو ( خراسان امروز)نزد مامون آوردند.مامون به احترام حضرت امام رضا زید را بخشید.امام رضا برادر خود را احضار نموده و به او فرمودند : لایغرنک قول اهل الکوفه انت ابن رسول اللهگر شنیده ای خداوند متعال آتش جهنم را بر بدن فرزندان رسول خدا حرام کرده منظور کسانی است که از حضرت فاطمه زهرا بلا واسطه متولد شدند یعنی حسنین و زینبین و محسن این روایت نشان می دهد که فرزندان بلا واسطه حضرت زهرا دارای مکانت عظیمی هستند. 

نکته ای دیگر : (که در مصادر دسته اول عامه و خاصه بیان گردیده است مانند انساب الاشراف از قول بلادری) : وقتی خولی سر امام حسین را نزد ابن زیاد آورد گفت : " املاء رکابی فضه و ذهبا انی قتلت سیدا محجبا قتلت خیرالناس اما و ابا " به من طلا و نقره زیاد بده همانا من سید بزرگواری را به قتل رساندم کسی را کشتم که از نظر پدر و مادر بهترین مردم است. 

نتیجه : نسب حضرت ابا عبد الله الحسین  آنقدر شریف و والا است که حتی دشمنان آن حضرت نیز نه تنها نتوانستند آن را انکار کنند بلکه عاجزانه بدان اعتراف نموده اند.

بخش چهارم: تمسک و استناد امام حسین به نسب خودشان   

امام حسین  در روز عاشورا در یکی از چهار خطبه ای که ایراد فرمودند به مسئله نسب خود اشاره نموده و می فرمایند : انسبونی یعنی نسب مرا بیان کنید لیس علی وجه الارض ابن بنت نبی غیریبر روی زمین پسر دختر پیغمبری غیر از من نیست. اگر سخن مرا قبول ندارید بروید و از جابر ابن عبدالله انصاری ، ابو سعید خدری، سهل ابن سعد ساعدی ، انس ابن مالک انصاری که از صحابه پیامبر بوده و  هنوز در قید حیات هستند سوال کنید. 

علاوه بر این خطبه ، حضرت سیدالشهدا   به هنگام رزم و رجز خوانی نیز به نسب خویش اشاره می فرمودند که بخشی از یکی از رجزهای آن حضرت ذکر می شود :

          *کفروا القوم‏و قدما رغبوا                عن ثواب اللَّه ربّ الثّقلین

تا می رسد به اینجا که می فرماید :           

لا لشی‏ء کان منّى قبل ذا      غیر فخرى بضیاء الفرقدین(کلمه استاد نیرین است) 

جرم من جز این نیست که افتخار می کنم به دو نیر (خورشید و ماه)

بعلىّ الخیر من بعد النّبی               و النّبی القرشىّ الوالدین       (امیر المومنین  را با صفت خیر می ستاید.)

خیرة اللَّه من الخلق أبى‏                          ثمّ امّى فأنا این الخیرتین‏ 

پدر من کسی است که خداوند او را برگزیده  سپس مادرم پس من فرزند دو خیر هستم.

فضّة قد خلّصت من ذهب                 فأنا الفضّة و ابن الذّهبین‏       (من فرزند دو طلا (یعنی پدر و مادرم)  هستم)

من له جدّ کجدّى فی الورى                وارث الرّسل و مولى الثّقلین‏    (عبارت استاد : او کشیخی فانا ابن العلمین)

جد چه کسی در دنیا مانند جد من است  یا پدر چه کسی مانند پدر من است پس من پسر دو علم و نشانه هستم.

فاطم الزّهراء أمّى و أبى‏             قاصم الکفر ببدر و حنین      (پدر من کسی است که کمر کفر را در بدر و حنین شکست)

عبد الله غلاما یافعا        و قریش یعبدون الصنمین 

 پدر من نوجوان بود (و با اینکه مکلف نبود) خدا را می پرستید اما قریش بت می پرستیدند.

(عبارت استاد فابی) والدی شمس و أمی قمر                  فانا الکوکب‏و ابن القمرین

پدرم خوشید و مادرم ماه است من ستاره ای هستم که فرزند خورشید و ماه می باشم.

رجزی دیگر :    انا ابن‏على‏ الخیر (الطهر عبارت استاد) من آل هاشم‏                کفانى بهذا مفخرا حین افخر

من فرزند علی پاکم از آل هاشم ، همین افتخار برای من بس است

و جدى رسول اللَّه اکرم من مشى (مضی عبارت استاد)    و نحن سراج اللَّه فی الخلق تزهر

جدم رسول خدا گرامی ترین فرد بوده در گذشته  ما چراغ خدا هستیم که در میان خلق می درخشیم.

و فاطمة امى سلالة أحمد               و عمى یدعى ذا الجناحین جعفر   

فاطمه مادر من سلاله احمد است    عموی من جعفر طیار است

و فینا کتاب اللَّه انزل صادقا            و فینا الهدى و الوحى و الخیر یذکر

متن کامل اشعار به همراه ذکر منبع:

کفروا القوم‏ و قدما رغبوا

 

عن ثواب اللَّه ربّ الثّقلین‏

قتلوا قدما علیّا و ابنه‏

 

حسن الخیر کریم الطّرفین‏

حنقا منهم و قالوا أجمعوا

 

نفتک الآن جمیعا بالحسین‏

یا لقوم من أناس، رذّل‏

 

جمعوا الجمع لأهل الحرمین‏

ثمّ ساروا و تواصوا کلّهم‏

 

باحتیاجى لرضاء الملحدین‏

لم یخافوا اللَّه فی سفک دمى‏

 

لعبید اللَّه نسل الکافرین‏

و ابن سعد قد رمانى عنوة

 

بجنود کوکوف الهاطلین‏

لا لشی‏ء کان منّى قبل ذا

 

غیر فخرى بضیاء الفرقدین‏

بعلىّ الخیر من بعد النّبی‏

 

و النّبی القرشىّ الوالدین‏

خیرة اللَّه من الخلق أبى‏

 

ثمّ امّى فأنا این الخیرتین‏

فضّة قد خلّصت من ذهب‏

 

فأنا الفضّة و ابن الذّهبین‏

من له جدّ کجدّى فی الورى‏

 

وارث الرّسل و مولى الثّقلین‏

فاطم الزّهراء أمّى و أبى‏

 

قاصم الکفر ببدر و حنین‏

عروة الدّین علىّ المرتضى‏

 

صاحب الحوض مصلّى القبلتین‏

   

الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی) / ترجمه و شرح غفارى       ج‏3      144       ذکر در بیان احتجاج امام الشهید أبى عبد الله الحسین علیه الصلوة و الثناء از وصول بکربلاء با أهل کوفه بعد از آنکه آن سرور بوسیله مکتوبات و استدعاى آن قوم شوم بآن مرز و بوم آمده بود .....  ص : 137

فضة قد أخلصت من ذهب‏

 

فأنا الفضة و ابن الذهبین‏

أمی الزهراء حقا و أبی‏

 

وارث الرسل و مولى الثقلین‏

عبد الله غلاما یافعا

 

و قریش یعبدون الصنمین‏

یعبدون اللات و العزى معا

 

و أبی قام فصلى القبلتین‏

مع رسول الله سبعا کملا

 

لیس فی الأرض مصل غیر ذین‏

من له جد کجدی فی الورى‏

 

أو کشیخی فأنا ابن العلمین‏

فأبی شمس و أمی قمر

 

فأنا ابن الشمس و ابن القمرین‏

   

(روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة)، ج‏1، ص: 156)

انا ابن‏ على‏ الخیر من آل هاشم‏

 

کفانى بهذا مفخر حین افخر

و جدى رسول اللَّه اکرم من مشى‏

 

و نحن سراج اللَّه فی الخلق تزهر

و فاطمة امى سلالة أحمد

 

و عمى یدعى ذا الجناحین جعفر

و فینا کتاب اللَّه انزل صادقا

 

و فینا الهدى و الوحى و الخیر یذکر

و نحن ولاة الارض نسقى ولاتنا

 

بکاس رسول اللَّه ما لیس ینکر

و شیعتنا فی الناس اکرم شیعة

 

و مبغضنا یوم القیامة یخسر

   

کشف الغمة / ترجمه و شرح زواره‏اى ج‏2  190فصل ششم در علم و شجاعت و شرف نفس آن حضرت صلوات الله علیه .....  ص : 1

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید