تعریف اخلاق و انواع آن

بیانی گذرا از اخلاق و انواع آن:

از آغاز پیدایش انسان در زمین و شروع زندگی اجتماعی ، همواره بزرگان ، خردمندان ، متفکران ، مصلحان و به خصوص پیشوایان دین ، مردم را به سوی خوبیها و صفات حسنه و پسندیده دعوت و از زشتیها و بدیها باز می داشتند. توجه به نیکی ها و اجتناب از نا هنجاریها همان اخلاق است که هر انسان خرد ورزی برای رشد و کمال و حفظ حقوق دیگران آنرا لازم و ضروری می دانددر قرآن به یکی از اساسی ترین مبانی اخلاقی یعنی عدالت و قسط اشاره کرده و می فرماید: لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ ۖ (1)   (ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم ، و با آنها کتاب ( آسمانی ) و میزان ( شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه ) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند)در این آیه هدف اصلی انبیا ایجاد قسط و عدل در جامعه بیان نموده است . یقینناً جامعه ای قسط وعدل در آن حاکم می شود که افراد آن متخلق به اخلاق الهی شده و عدالت محور زندگی خویش قراردهند و در تمام رفتار و کردار و گفتار و برخورد خود آن را مراعات نمایند. 

تعریف اخلاق:

اخلاق عبارت است ازهمه ملکات وصفاتی که برای انسان بر اثر تکرار و عمل یا فطرت حاصل میشود وشخصیت و منش اورا تشکیل میدهد و در گفتار وکردار و افکار او اثر نیک یا بد دارد.(1)اخلاق یک انسان همان صورت و هیئت نفسانی و باطنی اوست که از رسوخ یک سلسله صفات در نفس ترکیب یافته است.(2)

انواع اخلاق 

در یک تقسیم بندی علمای اخلاق آن را به سه بخش تقسیم کرده اند:

  1. اخلاق نظری 
  2. اخلاق عملی 
  3. اخلاق تطبیقی
  4. اخلاق نظری : در این بخش، از فلسفه اخلاق، از مبانی و زیر بنای اخلاق و معیار خوبی ها و بدی ها بحث  و گفتگو می شود.مثلاً آیا  اخلاق از امور نسبی است یا مطلق؟ آیا زیر بنای اخلاق، حسن و قبح ذاتی یا مصالح و مفاسد است؟ و... از زیر مجموعه های اخلاق نظری است پس اخلاق نظری از معرفت فلسفی نشأت می گیرد.
  5. اخلاق عملی :منظور از اخلاق عملی آداب و دستورات خاص می باشد که در جهت تزکیه و تهذیب ، التزام به آنها ضروری است و ازطریق عمل،  فرد  را به اهداف نزدیک می کند .البته منظور از عمل، اعم ازاعمال قلبی (نیت) حب و بغض ، سوءظن ، حسد و... واعمال بدنی (مانند

سخاوت ،عبادت ودفاع)است.(1) 

3- اخلاق تطبیقی: از مقایسه بین مکاتب و مقارنه دیدگاه های مختلف گفتگو می کند. مثلاً آیا می توان گفت اخلاق نظری وجود دارد یا نه ؟ آیا مبنای  نظریه ارسطو و افلاطون با نظریه فروید و دکارت متفاوت است ؟ آیا نظریه اخلاقی مسیحیت با اسلام تفاوت دارد؟ کدام یک صحیح است ؟ . در این بخش مقاسیه مبانی و نظرات اخلاقی با یگدیگر است.

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید