امام حسین علیه السلام شناسی - امامت تا شهادت

امام حسین علیه السلام شناسی - امامت تا شهادت

دوره کوتاه مدت امام حسین  شناسی

جلسه سوم : استاد محمد جواد طبسی

موضوع : امامت تا شهادت

مقدمه : عادتا مردم باید اطلاعات زیادی داشته باشند اما اینگونه نیست مردم از 8روز زندگی امام خبر دارند چون حضرت روز دوم محرم، وارد کربلا شده ( اول سال 61) و روز دهم به شهادت رسیدند در حالی که امام علیه السلام  57 سال داشتند. 

امامت تا شهادت، مقطع زمانی بزرگی است. چرا؟ امام علیه السلام  از سال 50 هجری ( شهادت امام حسن علیه السلام ) تا زمان شهادتشان، درست 10 سال و 10 روز، دوران امامتشان بود. امام علیه السلام  در دوران امام حسن علیه السلام ، نقش داشتند ولی آنچه در تاریخ ذکر شده، نقش امام حسن علیه السلام  است از سال 41 تا سال 50.

دوران امامت حضرت به چند بخش تقسیم می شود: 1. دوران اوائل امامت ایشان که شامل تشییع جنازه امام حسن علیه السلام  می شود. 2. دوران پس از مرگ معاویه و آغاز حکومت یزید. 3. حوادث بین راه مدینه به مکه و در مکه. (امام علیه السلام  4 ماه و 10 روز در مکه بودند.) 4. حرکت حضرت از مکه ( روز هشتم ذیحجه) به طرف عراق (حدود یک ماه در راه مکه به عراق بودند.) در کدام منازل و با چه کسانی برخورد داشتند. 5. 8 روز که در کربلا بودند.

نکته : سوال: آیا حضرت در زمان امامت امام حسن علیه السلام ، امام بوده اند؟ ( این سوال برای همه امامان مطرح است.) پیامبرصلی الله علیه و آله فرمودند: " ابنایَ هذا امامانِ، قامَاً اَو قَعَدٰا. حسن و حسین دو فرزند من هستند چه قیام کنند و چه نکنند.. هر دو به وظیفه خود عمل می کنند. هردو امامند. آیا امام حسین علیه السلام ، رتبه امامت را بعد از شهادت امام حسن علیه السلام  بدست آوردند یا طبق نظر امیرالمومنین علیه السلام  "  وَلَداً اِماماً "؟ نظر این است که ایشان، امام متولد شدند. فخر رازی اشکال می کند: مگر می شود، در یک زمان هر دو امام باشند. بله می شود، اما یکی امام صامت و ساکت ( امام حسین علیه السلام ) و دیگری ، امام ناطق ( امام حسن علیه السلام ) . همینطور در زمان پیامبرصلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام . شواهد زیادی داریم. پیامبر فرمودند: بعد از من، تو ای علی علیه السلام  امام، و بعد از تو 11 امام از صلب تو هستند. حضرت، همه را امام خواندند. در بعضی کتب، در مورد امامت آن امام بحث شده است.[1] 

  1. آغاز امامت: البته از ابتدا ، امام بودند ولی بعد از هر امام، کار امام بعدی شروع می شود، نه امامت آغاز می شود .

بعد از شهادت امام حسن علیه السلام ، اولین جریان که امام سخت درگیر آن می شوند، مسئله وصیت امام حسن علیه السلام  و تنفیذ آن بود که خیلی کار مشکلی بود. بعد از شهادت پیامبرصلی الله علیه و آله و حضرت زهرا، که تشییع جنازه نشدند و امیرالمومنین علیه السلام ، شبانه بوسیله 7 یا 8 نفر تشییع شد؛ در مورد تشییع امام حسن علیه السلام ، مردم مدینه خود را نشان داده و بعضی معرکه به راه انداختند بطوری که روی تاریخ را سیاه کردند. گویا امام حسن علیه السلام از قبل خوانده بودند؛ لذا در وصیت نامه شان به امام حسین علیه السلام  می نویسند: برادر وصیتی دارم، آن را رعایت کن. چون از دنیا رفتم، غسلم بده و جنازه ام را نزد رسول خدا ببر تا با او تجدید عهد کنم. سپس مرا به جانب مادرم برگردان.( داخل مسجد). آنگاه به بقیع ببر و مرا آنجا دفن کن. بدان که مردم از کارها و دشمنی با خدا و پیامبر و ما خاندان نبوت آگاهند و از جانب حمیرا به من مصیبت و آزاری می رسد. [2] برادرم در تشییع جنازه ام نمی خواهم به اندازه خون بینی از کسی خون بریزد. لذا امام حسین علیه السلام  طبق وصیت  انجام دادند. در اینجا، مدیریت و قدرت امام حسین علیه السلام  دیده می شود: 1. دشمن صف آرایی کرد. مروان ( که او و پدرش را پیامبرصلی الله علیه و آله از مدینه طرد کرده بود به طائف) بازگشت. 2. خود بنی امیه، کسانی بودند که با پیامبر جنگیده بودند. 3. عایشه. در مورد او، امام حسن علیه السلام  هشدار داد که مصیبتی از جانب او به من می رسد. کسی مانند امام حسن علیه السلام ، عایشه را نمی شناخت. در اینجا نقل های بسیاری است. این که امام حسین علیه السلام  جنازه را حرکت داده تا نزد قبر پیامبر. بنی امیه و  مروان آمدند در خانه عایشه ( معلوم می شود خانه عایشه، آنجا نبود و جای دورتری قرار داشت، بطوری که به مرکب برای رفتن نیاز داشت. ) و به او گفتند: در این صورت، حرمت پدرت و خلیفه ثانی از بین می رود. مروان پیشنهاد کرد که نگذاریم چنان شود. مرکب من را سوار شو و به مسجد بیا. عایشه به مسجد آمد و خود را بر روی قبر پیامبرصلی الله علیه و آله انداخت و شروع کرد به داد و بیداد کردن و گفت: اینها را از خانه من دور کنید. نباید حسن اینجا دفن شود. حجاب رسول خدا دریده شد( با دفن فلان و فلان در حجره پیامبر، حجاب حضرت دریده نشد؟ !!!). امام حسین علیه السلام  از خودش ضعف نشان نداد و برای این که بدتر نشود، فرمودند: از دیرباز تو و پدرت، حریم رسول خداصلی الله علیه و آله را دریدید و تو در خانه پیامبرصلی الله علیه و آله، کسی را آوردی که حضرت   دوست نداشت. برادر من به من فرمود که جنازه او را برای تجدید عهد به نزد  پیامبرصلی الله علیه و آله بیاورم. برادرم، عالم تر از آن است که بگذارد هتک حرمت رسول خداصلی الله علیه و آله را داشته باشم. حضرت  این آیه را تلاوت فرمودند: " یا ایها الذین اٰمنوا لا تَدخُلُوا بُیُوتَ النّبِیّ اِلّا اَن یُوذَنَ لَکم ..".[3] این تو بودی که بدون اجازه ، در بیت رسول خدا، پدرت و عمر را دفن کردی. در محضر پیامبر، صداهایتان را بالا نبرید. " یا ایها الذین اٰمنوا لا تَرفَعوا اَصواتَکم فوق صوتِ النّبِیّ".[4] قسم به خدا ، این تو بودی که کلنگ ها را در کنار گوش حضرت، برای دفن فلان و فلان برزمین زدی. اینکه به نظرت سنگین و مکروه آمد که امام حسن علیه السلام  را اینجا دفن کنم، اگر برای ما جایز بود، بین ما و خدا، اشکالی نداشت. می دانستی برخلاف امر تو امام حسن علیه السلام  را دفن می کردم. ( خیلی مشکل بود که دفن کند و آن را بیرون بیاورند. در مورد حضرت زهرا3، امیرالمومنین علیه السلام  چند صورت قبر در مدینه ایجاد کردند و در مقابل آنهایی که می خواستند نبش قبر کرده و بر حضرت نماز بخوانند، ایستاده و فرمودند: زمین را از خون شما سیراب می کنم. قبر حضرت مخفی ماند تا قیامت . و چون خوارج قصد نبش قبر حضرت را داشتند، قبر امیرالمومنین علیه السلام  تا 100 سال بعد، تا زمان امام صادق علیه السلام  مخفی بود) امام علیه السلام ، این امر را رعایت کرده ولی برای حضرت جایز بود انجام چنین کاری، ولی مماشات کردند به خاطر این که کار بعدی ( نبش قبر امام حسن علیه السلام ) از آنها سر نزند. امام حسین علیه السلام  طبق وصیت عمل کردند. بخاطر اهانت هایی که به حضرت شد، بنی هاشم دست به شمشیر برده و آماده درگیری. اما امام حسین علیه السلام  فرمودند که قضیه خاتمه پیدا کند. و ایشان را در بقیع دفن کردند. 

  1. بحث بعدی، بیان نشانه امامت: زنی بنام هوابه والدیه، نزد امیرالمونین علیه السلام  آمده و نشانه امامت طلبیدند. ایشان با مهر روی انگشترشان بر سنگی زده که همان وقت بر  سنگ نقش بست. امام علیه السلام  فرمودند: بعد از من هر کس، چنین کاری را انجام دا ، امام است. بعد از حضرت، امام حسن و امام حسین3 همین کار را انجام دادند. در زمان امام سجاد علیه السلام ، این زن 113 ساله شده بود. او از حضرت نشانه امامت خواست و علاوه بر آن، تقاضا کرد که حضرت او را جوان بکند. و حضرت این کار را انجام دادند.
  2. اجمالی از دوران معاویه: پایبندی به صلح. بعد از شهادت حضرت علی علیه السلام ، و ماجراهایی که معاویه بوجود آورد، حضرت دچار ظلم مردم زمان خودش شد. همان مردمی که امیرالمومنین علیه السلام  از آنها نفرت داشت. در آن زمان قادر به انجام کاری نبودند، در زمان امام حسن و امام حسین جرات پیدا کرده و به آنها اهانت کردند. همان کسانی که جریان صلح با معاویه را پیشنهاد کردند. معاویه کاغذی فرستاد که هر چه می خواهی بر آن بنویس که من به آنها عمل می کنم. یکی از شروط امام این بود که معاویه بعد از خودش خلیفه انتخاب نکند ( قبل از مرگ، یزید را انتخاب کرد). بعد از شهادت امام حسن علیه السلام ، نامه های بسیاری ( جهت تسلیت و دعوت امام به عراق ) به طرف امام حسین علیه السلام  سرازیر شد که براستی خدا جانشینی بزرگان را در تو گذاشته و ما شیعیان تو هستیم و تابع فرمان تو و در انتظارت می باشیم . لذا معاویه به یزید کفت: مردم عراق از حسین دست بر نمی دارند. امام حسین علیه السلام  در جواب آنها نوشت:"هنوز وقت آن نرسیده ، هر وقت زمانش رسید، اعلام می کنم" حدود 10 سال طول کشید. معاویه، نامه ای به ولید نوشته که از چهار نفر ( عبدالله بن زبیر، عبدالله بن عباس، و امام حسین علیه السلام )  بیعت بگیر. حاکم مدینه امام علیه السلام  را خواند و خواست از او بیعت بگیرد. حضرت قبل از رفتن، 30 نفر از بنی هاشم را همراه خود برده و فرمودند: در صورتی که صدای من بالا رفت، وارد شوید. در این جلسه، ولید دستور یزید برای گرفتن بیعت از حضرت بیان کرد. ایشان فرمودند: من هرگز با چنین کسی بیعت نمی کنم. صبر کنید صبح شود. اینجا بود که مروان ( بنا بر تواریخ) گفت: اگر حسین برود ، از او بیعت نمی توانید بگیرید، مگر با خونریزی. امام حسین علیه السلام  شجاعت داشتند . آن حضرت با شجاعتش توانست شاهراه صفین را باز کند. این شجاعت خود را نشان داده و حضرت، صندلی را به طرف مروان پرتاب کرده که او فرار می کند. -در کتاب الرکب الحسینی ( با کاروان حسینی )که دارای 6 جلد است و جلد سوم از استاد است- جلد سوم، در مورد این موضوعات، با کاروان امام حسین علیه السلام  از مدینه تا مدینه، مفصل بحث شده است.


 

[1] . کفایت الاثر از خراز قمی، اثبات الهدی از حرّ عاملی و بحارِ علامه مجلسی.

[2] . ر. ک. سبط اکبر، محمد جواد طبسی.

[3] . احزاب/ 53.

[4] . حجرات. 2.

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید

نظرات کاربران

۱
۵
۰ ٪
۴
۰ ٪
۳
۰ ٪
۲
۰ ٪
۱
۰ ٪
علی
علی
۱۴۰۱-۰۶-۰۸ ۰۰:۵۵

عاااااااللللللللیییییییی