فلسفه غدیر

فلسفه غدیر

«یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَّبِّکَ وَإِنْ لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ*وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ».

ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را به مردم برسان، و اگر نرسانی عملاً هیچگونه رسالتی از طرف خدا انجام نداده‌ای، و نگران عدم پذیرش مردم مباش، خداوند تو را نسبت به نقشة‌های کافران محفوظ می‌دارد و نمی‌گذارد آن‌ها در نقشة خود به نتیجه برسند و بتوانند رهنمود غدیر را از صحنة فرهنگ بشر حذف کنند.

واقعة غدیر، اتمام حجّتی بود بر همة دینداران، تا مسلمانان، بعد از رحلت رسول‌خداf هیچ توجیه و بهانه‌ای برای فاصله‌گرفتن از حیات دینی، در نظام سیاسی و اقتصادی و تربیتی خود، نداشته باشند. چراکه از همان اوایل اسلام، دو تفکر در بین مسلمانان مطرح بود، یک تفکر که اشراف تازه مسلمان به آن دامن می زدند، که نظام سیاسی و اقتصادی به روال قبل از اسلام ادامه یابد، منتها افراد در زندگی فردی، مسلمان باشند، و عملاً بر این پندار بودند که تکلیف سیاست و ثروت و قدرت را خود مردم باید تعیین کنند و نه خدا. و یک تفکر معتقد به حاکمیت اسلام در همة ابعاد زندگی بود و معتقد بود چون حاکمیت سیاسی جامعه در سرنوشت خلق خدا نقش دارد و سعادت و شقاوت مردم نمی‌تواند جدا از نظام سیاسی جامعه باشد.

 پس خداوند نسبت به این مسئله مهم که در سرنوشت مردم نقش دارد بی‌تفاوت نیست، و چون حق حاکمیت از آن خداوند است و حکومت بر مردم یک نحوه تصرف در امور مردم است، پس باید حکومت از طریق کسی بر مردم اِعمال شود که بتواند حکم خدا را در جامعه جاری کند. و غدیر یعنی تثبیت تفکر نوع دوم . پس در اسلام دو نحوة حاکمیت در برهه های‌ مختلف تاریخ اسلام جلوه‌گر شد. و بدین ترتیب دو حکومت متفاوت در همان اوایل شکل‌گیری اسلام مطرح شد که باید تفاوت این دو نوع حکومت را در تفاوت برداشت طرفداران آنها از فلسفة زندگی دانست[1].

در این بین چند نکته را باید مد نظر داشت. اینکه از منظر توحید کلّ حیات زمینی انسان را یک امتحان برای اثبات بندگی می‌داند. دیگر اینکه از این منظر ، قسمتی از این حیاتِ زمینی، فردی است و قسمتی از آن اجتماعی است و دین برای هر دو حیات برنامه دارد و در نهایت اینکه  ملاک موفقیت در حیات فردی و اجتماعی، بندگی خدا است و راه بندگی هم پیروی از شریعت است. شریعتی که خالق هستی به‌وسیلة پیامبرانش فرستاده است، و در نظر شیعه «نبوت»؛ سنت خدا است تا خداوند از طریق نبی‌الله، حکم خدا را در تمام ابعاد فردی و جمعیِ انسان‌ ها حاکم و جاری کند. پس هم در حیات فردی و هم در زندگی اجتماعی، شریعت ملاک عمل است و هر کس در حیات فردی و اجتماعی به دین اقتدا نکند، وظیفة حیات زمینی خود را انجام نداده و معنی زندگی روی زمین را گم کرده است. از طرفی حیات زمینی، قسمتی از حیات ابدی انسان است و در واقع مقدّمة ابدیت انسان است، تا انسان در ابدیت و قیامت خود، با یک خودِ پذیرفته‌شده در آن مرحله به‌سر ببرد، و نه با یک خود فراری از خود.

این امر مورد نیاز بلوغ جامعه است. این بلوغ در برهه ای از تاریخ اتفاق افتاد. پیام آمد که ای پیامبر! ادامة شریعت را از طریق حاکمیت علی بر رأس نظام اجتماعی حفظ کن: «یا اَیُّهَا‌الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّک»[2] یعنی؛ ای پیامبر! آن چیزی را که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، به گوش امت برسان.

با این آیه در واقع فضای تاریخ پرمعنا گشت. شرایط تاریخی در آن زمان برای ارائه چنین کلماتی فراهم شد و عالم هستی آماده شد تا این فکر حضور عینی خود را پیدا کند، هرچند حضور عملی آن به یک بلوغ دیگری در تاریخ بشر نیاز داشت.

پس از این واقعه است که خدا فرمود: «اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ‌الْاِسْلامَ دینًا»[3] یعنی اکنون با ولایت امام‌ معصوم از طریق ما، دینتان کامل گردیده و نعمت خود را بر شما تمام کردیم و دیگر راضی هستم که اسلام دین شما باشد. 

غدیر برای همة بشریت اتمام حجّت است که  ای انسان‌ها اگر پذیرش حکومت توحیدی همة اعتقاد شما نشد، اگر به حاکمان غیر توحیدی امیدوار شدید، سرنوشتی خواهید داشت همچون سرنوشت کسانی که غدیر را نادیده گرفتند و از همه چیز زندگیِ حقیقی محروم گشتند و در واقع فراموش کردند برای چه هدفی در این دنیا آمده‌اند.

غدیر، یک عبرت است، غدیر یک اتمام حجّت است. پیامبر در روز غدیر به ما نشان داد که اگر حکومت از طریق امام معصوم و یا فرهنگ معصومین اداره نشود، و اگر برای نظام جامعه برنامه‌ای که از طرف حق تعالی ارائه شده، جریان نداشته باشد هرچه باشد، فشار و سختی و پوچی است[4].

تمسّک به ولایت توحیدی دو جنبه دارد، یک بُعد آن به جنبة اجتماعی زندگی انسان‌ ها مربوط می‌شود، که آن عبارت است از بیدار شدن انسان‌ها نسبت به برکات حاکمیت توحید و دل ‌بستن به حکومت توحیدی، حکومتی که مشروعیتش همان مشروعیت دینی‌اش است، و جنبة دیگر ولایت توحیدی که باید مدّ نظر قرار گیرد، این است که ولایت معصوم ولایت یک انسان کامل و یک مقام معنوی عظیمی است.


 

[1] . طاهرزاده، غدیر اتمام حجت گویا، 1388

[2] . سوره مائده، آیه 67.

[3] . سوره مائده، آیه 3.ابوسعیدخُدری می‌گوید: به خدا سوگند هنوز از سرزمین غدیر حرکت نکرده بودیم که آیه «اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ .... » نازل شد(تفسیر ابوالفتوح، ج 2، ص 193)

[4] . طاهرزاده، غدیر اتمام حجت گویا، 1388

توصیه شده برای شما

دیدگاه خود را بنویسید